|
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمدو صد حیف که آن رفت
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 2:50  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
مظلوم ترازعلی (ع) ميگفت: درشگفتم كه امروز خورشيد چرا از دميدن شرم نكرد؟ چرا نگذاشت خاموشی شب ديجور كوفه برآن فاجعه بزرگ سايه بيفكند؟ چرا بامدادی را پديد آورد كه از صد شب تاريك تيره تر بود؟ برای خورشيد چه افتخاری بود ديدن فرق شكافته مولا؟ چه اصراری داشت به تماشای يتيمان دلگيرو ماتم زده كوفه بنشيند؟ وبعد به خودش پاسخ می داد كه : شايد هم خورشيد می ترسيد مبادا دگر بار علی رانبيند. بيمناك بود كه مبادا مظلوميت علی در تاريكی شب كوفه گم شود .پس برآمد تانام علی بر ماذنه ها ماندگارشود.طلوع كرد كه وصيت مولارابه فرزندانش ببيندوبشنود. دميد تانورخداراكه ازخانه علی بر می خواست به جهان بازتاباند.طلوع كرد كه به تاريخ بگويد:درست است كه علی اولين مظلوم است اما آنچه از خوداومظلومتر شهادت مظلومانه مولای متقیان حضرت علی (ع) را به پیشگاه حضرت ولی عصر (ع) وعموم شیعیان جهان تسلیت می گویم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 21:51  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
بعثت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) بر همگان مبارکباد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 21:56  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
میلاد مولود کعبه مولای متقیان حضرت علی (ع) برهمگان مبارمباد
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 22:31  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
چه بايد بكنم كه لبيك گوي مهدي عليه السلام بشوم وبتوانم آقا را روزي ببينم؟
نكات ذيل برگرفته از روايات است و به عنوان وظايف شيعيان و منتظران واقعي حضرت (عج) خدمت شما عرضه مي شود. مرحوم سيد محمدتقي موسوي متوفي 1348 هـ ق در كتاب شريف "مكيال المكارم" به هشتاد مورد از وظايف منتظران اشاره فرموده اند. ما به طور اختصار به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
1ـ دعا براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و خود، تا به معرفت حضرتش نائل شويم. ائمه هدي عليهم السلام نيز همواره بر اين مهم تكيه داشته اند. امام صادق عليه السلام دعايي به "زراره" تعليم كرده و مي فرمايند: «... اگر زمان غيبت را درك كردي چنين دعا كن: اللهم عرفني نفسك فإنك إن لم تعرفني نفسك لم أعرف نبيك. اللهم عرفني رسولك فإنك إن لم تعرفني رسولك لم أعرف حجتك. اللهم عرفني حجتك فإنك إن لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني.»(15) همچنين به نقل از غيبت نعماني، كافي، كمال الدين، دعاهاي ديگري كه در كتب ادعيه و زيارات بدان اشاره شده، خصوصا دعاي معروف «اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بين جامعه شيعه بسيار معروف و مشهور است، ذکر گرديده است.
2 ـ شناخت صفات و سيره امام عليه السلام: بديهي است كه يك عاشق دلباخته امام و يك منتظر حقيقي بايد بداند كه محبوبش از چه صفاتي برخوردار بوده، و چه سيره و روشي را در زندگي و ساير شئونات آن دارد. در اين راستا، مطالعه آيات و روايات فراواني كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف بيان شده، بسيار سودمند است.
3 ـ رعايت ادب در همه موارد: امامي كه واجب الاطاعة و حجت خدا بر تمامي اهل زمين است، نامش محترم و يادش بسيار گرامي است. او پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست. روزي اهل زمين به يمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است.
4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت: مرحوم سيد عبدالكريم كفاش، هفته اي يك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف مي شد. او در ري در جوار حضرت عبدالعظيم حسني مي زيست. در يكي از تشرفاتش، حضرت از او مي پرسند: سيد عبدالكريم! اگر ما را نبيني چه خواهد شد؟ پاسخ مي دهد: آقا حتماً مي ميرم. حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر چنين نبودي ما را نمي ديدي.»(16)
5 ـ علاقمند كردن ديگران به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف: طبيعي است كه هر كس به چيزي علاقمند باشد درصدد تبليغ و ترويج آن برآمده و آن را به ديگران معرفي خواهد كرد، چه رسد به اين كه وجود مقدس خاتم الاوصياء عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
6 ـ انتظار فرج: امام صادق عليه السلام فرمودند: « بخشي از ويژگي هاي ائمه عليهم السلام عبارت از تقوي، پاكدامني و خيرخواهي ... و صبر در انتظار فرج است.»(17) در بسياري از روايات، پرفضيلت ترين اعمال، انتظار فرج دانسته شده است.(18) در بسياري از احاديث در باب انتظار فرج بيان شده كه هر گاه يكي از منتظران حضرت به رحمت الهي رفت، چنانست كه در ميان سپاه امام و يا در ميان چادر(خيمه) حضرت به شهادت برسد. در بعضي از روايات تعبير شده كه چنين شخصي مثل كسي است كه با رسول خدا صلي الله عليه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.
7 ـ اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آن حضرت.
8 ـ ذكر فضائل و مناقب آن حضرت، و شركت در مجالس امام شناسي.
9ـ صدقه براي سلامتي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف.
10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام: اعمالي كه به نيابت از امام زمان عليه السلام بجا آورده مي شود در واقع هديه اي از جانب عاشقان و شيفتگان به ايشان است.
11ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالي فرجه الشريف: در بعضي از روايات از آن بزرگوار به "غياث المضطر المستكين" تعبير شده است. توسل و استغاثه بر اهل البيت عليهم السلام، سيره دائمي بزرگان و صلحا و علما شيعه بوده و حتي ائمه هدي عليهم السلام نيز به وجود مقدس ايشان توسل مي جسته اند. مرحوم عاملي در روايتي نقل مي كنند كه هنگامي كه حضرت زهرا سلام الله عليها بين ديوار و در مجروح شدند، به دنبال علي عليه السلام ... بودند، و ناله "يابن الحسن" سرمي دادند، و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف استغاثه جستند.
12ـ تجديد بيعت با امام عليه السلام: بر اساس پاره اي از روايات، تجديد بيعت بعد از هر نماز واجب و يا در هر جمعه مستحب است.( مكيال المكارم و منتخب الاثر) و در روايتي از امام صادق عليه السلام نقل شده كه «هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگويد: "اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم"، نمي ميرد مگر آن كه حضرت را ببيند وبشناسد.»(19)
13ـ اجتناب از محارم: كسي كه منتظر واقعي است، بايد از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد، اجتناب نموده و هر عملي كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضاي محبوب و ارتباط روحي با او انجام دهد. مرحوم شيخ طوسي متوفي 460 هـ ق در "تجريد الاعتقاد" مي نويسد: « وجوده لطف و عدمه منا.» يعني وجود حضرت لطف و عنايت بر ماست و غيبت ايشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست .
"گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است"
"گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت گفتا نشان چه پرسي آن كوي، بي نشان است"
علي عليه السلام فرمودند: « زمين خالي از حجت خدا نيست، لكن خداوند متعال، خلقش را از اين كه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين به خاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند.»(20) « ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد، و كسي كه در كلاس گناه و معصيت بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست. لذا ديده اش از شناخت حضرت نابيناست.»(21) حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، در توقيعي چنين مي فرمايند: « فما يحبسنا عنهم إلا ما يتصل بنا مما نكرهه ولا نوثره منهم»؛ محبوس نكرده ما را از دوستان، مگر خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است، در حالي كه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم.(22)
14ـ دوستي با صالحان: دوستي با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودي ايشان است. همچنين ادخال سرور مومنين و محبين اهل بيت عليهم السلام و همچنين رفع حوائج آنان نيز از وظايف منتظران عصر ظهور شمرده شده؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرينش باب الحوائج هستند. قرآن كريم در وصف ياران حضرت ختمي مرتبت مي فرمايد: «محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم»؛ محمد رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) و كساني كه با او هستند بر عليه كفار بسيار خشن، ولي با يكديگر بسيار مهربانند. و همچنين امر خداي حكيم كه مي فرمايد: « كونوا مع الصادقين»؛ همواره با افراد راستگو همنشين باشيد.
15ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام: امام هادي عليه السلام در زيارت شريفه جامعه مي فرمايند: « برئت الي الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت والشياطين و حزبهم الظالمين»؛ به درگاه خداي عزوجل از دشمنان شما و همچنين از جبت و طاغوت و از شياطين و حزب ستمكار آنان بيزارم.(23)
اميد است که اين مطالب راهگشايي در جهت کسب معرفت شما عزيزان در مورد قطب عالم امکان، حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
پي نوشت ها:
15- منتخب الاثر، آيةالله صافي گلپايگاني، حديث 1، ص 501.
16- مشعل هدايت، ج 2، ص 129. مبحث امكان تشرف، از استاد حاج شيخ حسين گنجي.
17- منتخب الاثر، آيةالله صافي، ص 498، به نقل از بحارالانوار.
18- منتخب الاثر، آيةالله صافي، صص 493 ـ 500.
19- بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39.
20- بحارالانوار، ج51، ص113.
21- مشعل هدايت، ج2، ص126، مقاله امكان تشرف.
22- احتجاج طبرسي، ج2، ص322.
23- مفاتيح الجنان، مرحوم شيخ عباس قمي(ره)، زيارت جامعه كبيره.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 21:54  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
میلاد حضرت نبی اکرم (ص) را به عموم مسلمین وشیعیان جهان تبریک عرض می نمایم. بعداز هر نماز دست را به دعا بلند کنید وبگویید: حداقل چهل مرتبه با توجه به معنی دعا بگویید (الّلهُمَ عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج) اگه هم خواستید میتونید فارسی بگویید
(خدایا ظهور امام زمان را نزدیک کن).
وحداقل روزی یکبار زیارت عاشورا (با دعای علقمه)بخوانیم.
در احادیث هم عباراتی شبیه متن زیر امده که :
در زمان غیبت امام زمان صلی الله علیه وآله همه
هلاک می شوند(از احاظ فکری یا دینی یا...) مگر آنانکه موفق شوند برای تعجیل
در ظهور امام زمان دعا کنند.
وامام کاظم علیه السلام فرمود :
خداوند در زمان غیبت امام زمان بر جن وانس غضب
میکند مگر آنان که برای تعجیل در فرج امام زمان
دعاکنند.
در ضمن دعا کردن برای تعجیل در فرج امام زمان
80خاصیت دارد که تعدادی از ان را در زیر آمده
فوايد دعا برای فرج
۱-مايه ناراحتی شيطان لعين است.
۲-مايه استجابت دعا می شود.
۳-باعث نجات يافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.
۴-باعث آمرزش گناهان می شود.
۵-شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال او می شود.
۶- نشانه انتظار است.
۷-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع می شود.
۸-باعث طولانی شدن عمر است.
۹-هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.
۱۰- باعث زياد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود.
۱۱-محبوبترين افراد نزد خداوند خواهد بود.
۱۲-کردار بد او به کردار نيک مبدّل می شود.
۱۳-دعای اميرالمومنين(ع)در حق او در روز قيامت است.
۱۴-بی حساب داخل بهشت می شود.
۱۵-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.
۱۶-در امان است از تشنگی روز قيامت.
۱۷-اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهربانی خواهد بود.
۱۸-باعث دوری غصّه ها می شود.
۱۹-اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است.
۲۰-در روز قيامت هديه های ويژه ای دريافت می کند.
۲۱-سبب کامل شدن دين است.
۲۲-ثواب کسی را دارد که زير پرچم حضرت مهدی (ع) شهيد شده است.
۲۳-با ائمه اطهار(ع) محشور می شود.
۲۴-نائل شدن به بالاترين درجات شهدا در روز قيامت.
۲۵-رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد.
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 22:10  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
التماس
ای پادشاه بنده نواز ای اله من کن لطف خویش شامل حال تباه من لیکن بفضل خویش ببخشا گناه من بیهوده رفت روز و شب و سال و ماه من ای وای اگر شوند به محشر گواه من نزد تو هیچ کس نشود عذر خواه من روز جزا جهیم شود جایگاه من کاید بجوش رحمتت از سوز آه من یا رب تو عفو و بخشش خود کن پناه من
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 2:48  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
« صــدای پـــای نــــور »
مــن ديگه عاشـــــقت شدم .......... از در خـــونــت نمـــی رم بـا سنـگ نـا مـــــــــهربونــی .......... مـــــنو از اينجا بــــــرونی از در خــــونـــــت نمـــــی رم .......... از آشيونت نمـــــــــی رم مثل گـدا مــــی آم مـــی رم .......... آخرش اينجا می مـــــيرم از روزی که يــــــادم میـــــــاد .......... دلم فقط تو رو میـــــخواد دلـــــــــم دوباره پـــرکشـــان .......... پر می کشه تا آسمـــان شايـــد يــــه روزی بـرســـــه .......... به آسمــون جمــــــکران تو جـــاده جايـــــی رسيـــدم .......... ديدی اونی که مـن ديدم يه خـــونــه خيــــلی قشنـگ .......... يه گنبد فيــــــروزه رنــگ يه خـــونـــه ای چــه با صفـــا .......... اونجا پر از بــوی خــــــدا کبوتــــراش پر مـــــی گيرنـــد .......... پيش آقاشون می ميرند اونجا که جمـــــعه ها مـيشه .......... همه دلا پـــر ميـــــکشه يه نيمـــه شعبون بود و مــــن .......... قصه مــجنون بود و مــن مـــن بـــــــودم و نـــاز نــــگات .......... افتـاده بـــــودم زيــر پـات آقــــا اگــــــــه نــــگا کنــــــی .......... نـگا بــه زيـر پـــا کنـــــی يـــه ذره زيـــر پـات مــــــــــنم .......... قـربـونی نگـات مــــــــنم دلــــــم بهونــــــــه می گيــره .......... به دام زلفــی اسيـــــره تمـــــــام دلخوشيــــم اينـــــه .......... که مـرگ مـن تو همـينه وقتی کـه مـــردم آقـا جـــــون .......... مثل همـيشه مــهربـون رو خــــاک مـــن قــدم بـــــزن .......... آتيـش به مـــــرقـدم بزن عاشـــق بشـم جون بگيــــرم .......... دوباره مـجنون بمــــــيرم يـه مـــــــثنوی تــوی دلــــــــم .......... از چـی و از کجــا بگـــم يــه قصـــه بـا هــزار تــا غــــم .......... يه کـوچـه پر پيچ و خـــم تمــــــــام راز مــــــن تـــــويی .......... سـوز و نياز من تــــــويی حــرف دل و بـــه کی بگــــــم .......... به تو نگم بـــه کی بگــم آقـــــــا دلـــــــم رو را بــــــده .......... به قلب مـن جــــــلا بــده خودت می دونی من کيــــــم .......... از کجـام و اصلاْ کيــــــــم مـــــن بــدم و خطا کــــــــارم .......... کسی بـه جـز تـو نــــدارم مـــی دونی کـــه بعد از گناه .......... به جستجوی يـک پـــنــاه فقط تــــــو رو يــــادم مـــــياد .......... يکی به فــريــادم مــــــياد تـــــو آقــــای خـــــوب مــنی .......... عزيـــــز و مـــحبوب مــنی از روی خــوبت آقـــــا جـــون .......... شرمــــنده ام ای مهـربون مـــــن بــدم و پـــر از گنــــاه .......... به تو نمــــی کنـــم نـــگاه آقـــا ببيـــن دلــــم شکست .......... توی دلـم غمـــی نشست مـيگن وقتـی دلی شکست .......... اونجا ديگه جای تو هـست دلــــم چــه کوچه گرد شده .......... آواره شب گـــرد شــــــده ايــن در و اون در مـــی زنــه .......... تــــوی قفس پر مــی زنــه انگــــــار دنبـــال چيـزيـــــــه .......... آقا دلـــــــم پاييـــــــزيـــــه آقـــــا بيـــا يـه کــاری کـــن .......... دل مــــــنو بهـــــاری کــن تـــوی دلــــــم بــه يـــــادگار .......... يه بوته نـــــــرگس بکــــار خودت گفتی می آی يه روز .......... امــــا نيومـــدی هنـــــــوز همـــــه دلا مـــــــنتظرنـــــد .......... تــــو جـاده ها مـــــنتظرند مــــــنتظرند بيــاد ســـــــوار .......... تمــــوم بشه اين انتــــظار آقــــــا از راه دور بيــــــــــــا .......... بـا بيرقی از نــــور بيـــــــا جــاده رو پـــر غبـــار بــــکن .......... زمــــستـونو بهــار بــــکن آخــــــــــر راه انــــــــــــتظار .......... اصــلاْ تويـــــی خود بهــار بـــــــهار با تو بــــــهار شده .......... عاشــق و بيـــقـرار شده بــــی تو بهار هــــم دلگيره .......... اصلاْ بهار هم می مـــيره آقـــــا بيـــــا با دَم عشــــق .......... دنيا رو کن عالـــم عشـق بـــاز دل مـــــن گـواهی داد .......... آقای مــــــن داره مـــــياد گلهــای نــــرگس وا شدند .......... راهـــی جــاده هـا شـدند قلب زمــين در تب عشـــق .......... انگار رسيده شب عشـق صـــدای پـــای نــــور مـــــياد عطــر خوش ظهــور مــــــياد « شعر از يک منتظر »
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 23:18  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
بسم اللّه الرحمن الرحيم
یا مهدی ادرکنی سپاس و ستايش خداوند را سزاست كه پروردگار عالميان است وبرترين صلوات و سلامها نثار نيكوترين آفريدگان خدا، حضرت محمد و خاندان پاك او باد، به ويژه امام دوران و صاحب زمان، حضرت مهدى حجّت منتظر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) (اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيَّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَويلاً) شوق پرواز با منتظران ما سايه نشينان ابر «اهل زمين» هستیم. كه پاى بر خاك داریم و فراتر از خاك را تجربه نكرده ایم، كه تا ابر هست از ديدار خورشيد و از تابش مستقيم آفتاب محرومیم. (حضرت مهدى(عليه السلام) : «و امّا وَجهُ الانتفاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشمس اذا غَيَّبَها عَنِ الابصار السحاب .» «كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبتم همچون بهره بردن از خورشيد است زمانى كه ابرها آن را از ديدگان فرو پوشيده باشند.» (كمال الدين، ج 2، ص 458) امّا آنها كه بالى يا مجالى براى پرواز دارند، اگر خود پرواز كنند يا بر بال پرنده اى نشسته، دل از خاك بركنده و چند صدمترى فراتر از خاك را مشاهده كنند، به آسانى خود را در معرض نگاه مستقيم خورشيد مى بينند و گرماى آفتاب را بر رگ و پوست خويش لمس مى نمايند. بلكه اگر اهل پرواز و دل بركندن از خاك هم نباشند، همينكه پايى براى صعود داشته باشند و از گستره عادىِ زندگىِ زمينى فراتر روند، چه بسا هنوز به قله كوه نرسيده، ابرها را زيرپاى خويش ببينند و جمال دلا راى خورشيد را، بر بالاى سر خود نظاره كنند. منتظرانِ حضرت مهدى(عليه السلام)، آن خورشيد هميشه فروزان منظومه هستى، چنين حالى دارند. تا آن زمان كه دلبستگان به خورد و خواب و خانه و خلوتِ خويشند از ديدار محرومند، اگر چه خود را از منتظران بدانند و براى رسيدن روزى آفتابى، در پى بر طرف شدن ابرهاى تيره غيبت، لحظه شمارى كنند. امّا آنگاه كه پاى در راه خويشتن سازى و ديگرسازى مى نهند و صخره هاى سخت حوادث و ابتلاءات دوران غيبت را يكى پس از ديگرى در مى نوردند، ديرى نمى پايد كه به قله اى آفتاب گرفته دست مى يابند و جلالت بيمثال خورشيد عالم افروز زاده زهرا را به تماشا مى نشينند. لكن خوشا به حال آنان كه عرفان و سوز و مجاهدت شان، بال پروازشان است و دنياى حقير و متاع قليل، دل آسمانى شان را هرگز تسخير نمى كند. راستى آنان در آن اوج فراتر از اينهمه ابرى كه فضاى زندگى ما را پوشانده است، چه مى بينند؟! حدیث شیعه مهدی (عليه السلام) سخن از «مهدى» (عليه السلام)، سخن از «هدايت» است. سخن از «غيبت»، حديث «جستجو» است. سخن از «انتظار»، روايت «حركت و پويايى» است. سخن از «ظهور»، بحث از «اشتياق رهايى» است. «شوق رهايى»، «حركت» مى آفريند، و نتيجه «جستجو»، حصول «هدايت» است. «شيعه بودن» با جمود و سكون سازگار نيست. «شيعه» يعنى «پيرو» و لازمه «پيروى» جهت گيرى «رفتار و روش»، و شكل گيرى «سلوك و عمل» است. «شيعه مهدى (عليه السلام)» بودن، با گمراهى و بى تفاوتى در برابر انحرافات نمى سازد. و «انتظار ظهور» داشتن، با ماندن در تاريكى ها و تسليم در برابر وضع موجود قابل جمع نيست. اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المعصية و صدق النية و عرفان الحرمة و اكرمنا بالهدى و الاستقامة آمين یا رب العالمين اشک شرم غفلت اماما، عاشق توييم و دوستدار دوستاران تو و خاك پاى منتظران تو، اما فسوسا كه خود، خانه دل رابراى انتظار تو مهيا نساخته ايم. اماما، با مژگان نروبيده ايم گرد راه را، با اشك ، نشسته ايم غبار دل را اماما، نروبيده ايم غبار گناه از دل ، اما عاشقيم ، نمى دانيم اين عشق سوزان ، در كجاى جانمان جاى گرفته كه بى تابمان كرده . اماما، شرمنده ايم كه خانه دل را براى حكمرانى تو، پاك نساخته ايم اماما، از كاروان عاشقان تو، عقب مانده ايم . مركب راهوار نداريم كه به اين كاروان شورانگيز، دست يابيم . اماما، راه ، پيچاپيچ است و پر از گردنه هاى هراس انگيز، ما، بى پا افزار و توشه ، سرگردان . اماما، خمينى آمد و گزيد و برد و ما پس مانده ها و وازده ها، ترسيم كه هيچگاه به آن آستان جلال راه نيابيم و غبار شويم و در هوا معلق و سرگردان ، نه آرامشى ، نه قرارى ، نه پناهى و نه منزلى . اماما، بيم آن را داريم در عمق شب ، گم شويم و گرفتار رهزنان اماما، مى دانيم كه خود، خود را به وادى هول انگيز بلا افكنده ايم ، اما هنوز، كورسويى از چراغ عشق ، در جانمان سو سو مى زند. اماما، دريا آشنايان ، به عمق درياى عشق فرو رفتند و ما در ساحل مانده ايم ، نه چشمى كه آن همه زيبايى را ببينيم و نه انسى با امواج كه با آنها در آميزيم و نه پرتوى از عشق كه به جان حقيقت راه يابيم . اماما، عشق ، رخى نمود و جلوه اى كرد، ولى ما سرگرم بوديم و از شربت گواراى عشق ، ما را بهره اى نرسد. اماما، نسيم عشق وزيد و ما در غفلت بوديم ، اينكه بى نصيبى از نسيم عشق ، چگونه از اين بيابان آتشناك رهايى يابيم و جانهاى پژمرده خود را با نسيم دل انگيز صبح ، شاداب كنيم . اماما، راه دشوار است و رهزن ، بسيار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل مى سوزانند و به نرمى و گرمى ، راه مى بندند كه ما راه مى نمايانيم . اماما، بوجهل ها، بسيار شده اند. همانان كه تا ديروز خسى بودند و اسير باد، اما اينك كه با پايمردى روح خدا، پايبند شدند و استقرار يافتند، به خود مى خوانند. اماما، ((بولهب ))ها نيز بسيار شده اند. لهيب كينه هاشان ، سركش است و سوزنده . توان ديدن هيچ زيبايى را ندارند، دوست دارند، همه چيز را خاكستر ببينند. اماما، ((حمالة الحطب ))ها، روزان و شبان ، هيزم كشى مى كنند، تا آتشهاى كينه ها را بگيرانند و هميشه آنها را سوزنده و سركش نگهدارند. اماما، رسوايان و ناخالصان رانده شده ، ناصافان تصفيه شده ، دوچهرگان نقاب افكنده شده ، مرتجعان زمين گير شده ، كژانديشان تارانده شده و... در بيغوله ها و تاريك خانه ها پناه گرفته اند و در كار غيبت مردان حاضر در صحنه هاى كارند و جهاد و به سخره گرفتن مردان راسخ در دين . اماما، فسونگران ، گروه گروه در ويرانه ها گردهم آمده اند و بر گره ها مى دمند، تا گره در كار زمينه سازان انقلاب جهانى تو اندازند و سرعت اين حركت مقدس را كند كنند. اماما، خدعه ها و ترفندها بسيار به كار بستند و مى بندند تا عاشقان تو را از راهى كه برگزيده اند، باز دارند و نگذارند نور حق ، جلوه كند. اماما، با اين همه ، عشق به تو، چنان سوزان است و حركت آفرين كه در جلو راه مردان و زنانى كه به عشق تو مى زيند، هيچ مانعى و هيچ بازدارنده اى ، تاب مقاومت ندارد، همه ، مى سوزند و بر باد مى روند. اماما، تا پيش از طلوع خورشيد 57، تصوير روشنى از حركت جهانى تو نداشتيم كه چگونه مليونها انسان ، سر بر آستان تو مى سايند و به امر تو عاشقانه سر مى دهند و جگر گوشه هاى خود را تقديم مى دارند، در تو ذوب مى شوند و بسان پولاد، مقاومند، صخره وش جلوى دشمن تو صف مى بندند، زمين زير گامهايشان ، به لرزه درمى آيد، در عين حال چهره هاى آرامى دارند و لبهاى خندان و دستان يتيم نواز و قلبهاى پر از مهر و صفا. ایمان آوردیم اما، در فجر 57 و پس از طلوع خورشيد گرمابخش در بهمن سرد، به بهار خرم و شاد، كه همه آلاله ها در پاى تو مى ريزند، همه گلهاى سرخ سرخ بر تو لبخند مى زنند، همه مرغان نغمه خوان به عشق تو مى سرايند، همه چشمه ها، به عشق تو مى جوشند، گل و گياه به عشق تو جان مى گيرند و طراوت و شادابى مى يابند، ايمان آورديم . ايمان آورديم كه دجال ها رسوا مى شوند. ايمان آورديم كه سفيانى ها سر به نيست مى شوند. ايمان آورديم كه فرياد تو، نداى حيات بخش تو، مهرورزيهاى تو، كران تا به كران را در خواهد نورديد و فوج فوج ، به سوى تو خواهند آمد و تو را چو نگينى در آغوش خواهند گرفت اماما، نسيمى از بوستان عشق تو، در اين ملك وزيد، حيات آفريد، مردگان را زنده كرد و شورى عظيم انگيخت ، اگر خدا لطف كند و تو از پرده به درآيى و پا در اين ملك گذارى و آن نسيم دل انگيز، شبان و روزان بوزد، چه خواهد شد؟ آيا مرگ هم معنى خواهد داشت ؟ يا همه چيز و همه كس به آب حيات دست خواهند يافت و رقصان و پاى كوبان به سوى وادى ايمن ، وادى بى خزان ، وادى بى مرگ ، ره خواهند سپرد و در آن سرزمين بى گزند، جاودانه خواهند زيست اماما، به عشق تو، زنده ایم و با اشك فراق تو بی صبرانه منتظریم ، اميد آن داريم كه به جمع ما، از سر مهر نظر افكنى و و ادرکنی یا صاحب الامر و الزمان که چشم به لطف و عنایت تو داریم آقا جان. یاحق ( یا علی)
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 4:8  توسط عبدالرحیم عربشیبانی
|
|
|